۱

داعش‌ستیزی یا شیعه‌هراسی؟

علی موسوی
شنبه ۲۲ قوس ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۳۷
او از تریبون معاونت اول ریاست جمهوری، به بلندگوی رایگان داعش تبدیل شده و اهداف تبلیغاتی آن گروه را ناخواسته، تحقق بخشیده است. این در حالی است که امرالله صالح حتی اگر سیاستمردی دوراندیش و خردمند هم نباشد، یک عنصر استخباراتی و امنیتی خبره و آگاه بوده که با ابعاد پیچیده جنگ روانی دشمن و ابزارهای پیشرفته این نبرد باید به خوبی آشنایی داشته باشد.
داعش‌ستیزی یا شیعه‌هراسی؟
امرالله صالح؛ معاون اول ریاست جمهوری اعلام کرده که «طالبان داعشی» در یک پیام کتبی هشدار داده‌اند که اگر زندانیان آنها اعدام شوند، کابل را به «مسلخ شیعه» تبدیل خواهند کرد.
صالح در فیسبوک‌اش نوشته که «طالبان داعشی» از طریق این پیام کتبی همچنین هشدار داده‌اند که افراد اختطاف‌شده را سر خواهند برید.
محمد محقق در واکنش به این اظهارات، گفته است که مسئولان باید در تبلیغات‌شان مسئولانه عمل کنند.
آقای محقق در صفحه فیس‌بوکش نوشته‌است:"روایت شیعه‌کشى طالبان در کابل از زبان یک مسئول بلند‌پایه دولتی، فضای ناامنی روانی را علیه جامعه شیعه‌ها تشدید می‌کند. نباید عوض اصلاح ابرو، چشم را کور بسازیم".
شاه‌حسین مرتضوی؛ مشاور فرهنگی رییس جمهوری هم با اشاره به این موضوع در توییترش نوشت:"داعش و طالبان دشمن بشریت و افغانستان اند. ما نباید در اطلاع‌رسانی به شیعه‌هراسی دامن بزنیم. نوع و شیوه اطلاع‌رسانی ما باید مسلکی شود و به جنگ روانی دشمن کمک نکند".

واکنش ها به پست سطحی و ساده انگارانه معاون اول ریاست جمهوری در حال گسترش است و این نشان دهنده پیامدهای زیانبار و خطرناک خطای فاحشی است که آقای صالح مرتکب شده است.
او از تریبون معاونت اول ریاست جمهوری، به بلندگوی رایگان داعش تبدیل شده و اهداف تبلیغاتی آن گروه را ناخواسته، تحقق بخشیده است.
این در حالی است که امرالله صالح حتی اگر سیاستمردی دوراندیش و خردمند هم نباشد، یک عنصر استخباراتی و امنیتی خبره و آگاه بوده که با ابعاد پیچیده جنگ روانی دشمن و ابزارهای پیشرفته این نبرد باید به خوبی آشنایی داشته باشد.
اینکه او تهدید داعش را در صفحه رسمی خود منتشر می کند، فرای هر نیت و انگیزه ای که داشته باشد، آشکارا به نفع داعش تمام می شود. این در حالی است که انتشار بی پروای آن تهدید جنایتکارانه، هیچ کمکی به مبارزه با داعش نمی کند و چیزی از قدرت عملیاتی آن گروه تکفیری برای تبدیل کابل یا هر شهر دیگری به مسلخ شهروندان افغانستان نمی کاهد؛ اما جامعه را دچار ناامنی روانی می کند، ترس از داعش را به صورت گسترده، افزایش می دهد و حکومت وحشت آن گروه دژخیم و مزدور را استحکام می بخشد.
آقای صالح باید بداند که داعش بخشی از قدرت خود را از ترس دیگران می گیرد و این ماهیت مشترک همه گروه های تروریستی است؛ بنابراین وقتی این ترس و هراس و وحشت از تریبون معاونت اول ریاست جمهوری به جامعه تزریق و در فضای پربازخورد مجازی، پمپاژ می شود، تنها نیرویی که از این رویداد، سود می برد، داعش و در مقیاس کلان‌تر، کلیت تروریزم است.
 
پیامد دیگر پست فیسبوکی معاون اول رییس جمهوری، شیعه هراسی در سطح افغانستان است. این پست، ناخواسته این تفکر را به مخاطب القا می کند که شیعیان، هدف اصلی داعش هستند و آنها برای یافتن دلایل این دشمنی، به سراغ تبلیغات و پروپاگندای رسانه ها و تریبون هایی می روند که به طور غیر مستقیم در خدمت آرمان شیعه‌هراسی قرار دارند و بخشی از قدرت نرم داعش و تکفیری گری استعماری محسوب می شوند و به این ترتیب، به سادگی به دام روایت داعش می افتند و رویکرد آن گروه برای شیعه ستیزی را تأیید می کنند و چه بسا شاید ترغیب شوند که به داعش ملحق شوند.

از جانب دیگر، آقای صالح متوجه نیست که شیعه و سنی هر دو به یک اندازه، قربانی ایدئولوژی نفرت داعش و مکتب تروریزم بین المللی قدرت های استعماری هستند. همه شهروندان افغانستان سال هاست که قربانی تروریزم می شوند، فارغ از اینکه به چه مذهب و قومیتی تعلق دارند و یا آنکه گروه های تروریستی دشمن آنها چه نام و عنوانی دارند.
تروریست ها هم در پشت پرده به ریشه های یگانه ای می رسند، خاستگاه مشترکی دارند و از یک آبشخور، تغذیه و تأمین می شوند؛ چیزی که آقای صالح البته به درستی از تعبیر «طالبان داعشی» برای توصیف آن استفاده می کند؛ اما او با تبلیغ و اشاعه تهدیدهای داعش یا همان «طالبان داعشی» ناخواسته در خدمت آن گروه قرار می گیرد و با برجسته کردن رویکرد شیعه‌ستیزانه داعش، هم به شیعه‌هراسی دامن می زند و هم داعش و سنی‌ها را در یک صف قرار می دهد و به این ترتیب، بی عملی و سکوت بخشی از جامعه سنی مذهب افغانستان در قبال داعش را توجیه پذیر می سازد.

و سخن پایانی اینکه آقای صالح، میز مجازی فیسبوک را با اتاق کار فرد شماره دوم کشور، اشتباه گرفته است. این خطاهای خطرناک و راهبردی، نتیجه یک بیماری مزمن و فراگیر جدید است که می توان از آن به «سندروم شبکه‌های اجتماعی» یا در مورد آقای صالح به عنوان «فیسبوک‌زدگی» یاد کرد. این سندروم، با تصرف در قوه تخیل کاربران از طریق برانگیختن احساس حظ و لذت ناشی از شمارش میزان بالای «لایک» و «کامنت» و «اشتراک‌گذاری»، آنان را از سنجش منطقی و خردمندانه بازخوردهای واقعی پست های شان بازمی دارد و موجب می شود که کاربر حتی با فراموشی موقعیت، مسئولیت و صلاحیت حقیقی و حقوقی خود، پست هایی را به اشتراک بگذارد که د برخی موارد شاید برای وحدت ملی و امنیت عمومی، زیانبار و خطرآفرین باشد.

علی موسوی - جمهور
 
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

پربازدیدترین