۱
آیت الله محسنی:

عمر من به خانه هاي كرايه ای گذشته است/ براي ما استقلال سياسي از همه چيز بالاتر است/ خارجیها هم حال و هم آيندة شان مشكوك است/ هیچ گروهی حق ندارد از طریق زور حکومت کند!

جمعه ۱۸ اسد ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۴۲
عمر من به خانه هاي كرايه ای گذشته است/ براي ما استقلال سياسي از همه چيز بالاتر است/ خارجیها هم حال و هم آيندة شان مشكوك است/ هیچ گروهی حق ندارد از طریق زور حکومت کند!
توضیح: متن ذیل، گفتگویی است خواندنی با حضرت آیت الله محسنی که توسط حسینی مدنی سردبیر وقت هفته نامه پیام مجاهد در اواسط ماه اسد سال 1386 یعنی دقیقا 12 سال قبل انجام شده است.
به بهانه وفات این عالم نامی و شخصیت برازنده ملی، متن آن گفتگو مجدداً جهت استفاده مخاطبان محترم، بازنشر می شود:
با احترام- مدیریت خبرگزاری جمهور

 
سپاس از شما که وقت تان را در اختیار ما گذاشتید؛ عامل اصلي كه کار حزبی و حركت اسلامي را ترك گفتيد چه بود؟ آيا دلايل سياسي داشت؟
نه، سياست جزء دين است، در اسلام نه بين دنيا وآخرت مرزي وجود دارد،‌ نه بين مسجد و وزارتخانه، سياست هم جزو احكام تشريعي است، بايد به فكر اوضاع اجتماعي و اقتصادي كشور باشيم. من ديدم كه به تنهايي و جدا از تشكيلات، بهتر ميتوانم كار بكنم. من حالا هم مصروف كارهاي خود به نوعي هستم، كنفرانسها و مصاحبه هاي خود را دارم.
...
گفته مي‌شود شما در زمان مقاومت، نبرد در برابر طالبان را مشروع نمي دانستيد!
بايد بگويم كه قتل نفس از جمله بزرگترين گناهان است. قرآن مي گويد كسي كه يك شخص را بي گناه بكشد مثل اين است كه همه مردم را كشته باشد. من به اين نظر بودم كه بايد به اساس مذاكره كار شود. نه به اساس كمك هاي خارجي ها. حتي در دوران جهاد را بايد بگويم كه عده‌اي بخاطر شكم و نفس خود جهاد مي‌كردند نه به خاطر خدا. آنها را كسي به صورت واقعي مجاهد گفته نمي‌تواند، و در دوران مقاومت هم يك عده فقط بخاطر شكم خود مقاومت مي‌كردند، يك تعداد معدود به مقاومت اعتقاد داشتند و بقيه طفيلي بودند كه سر دسترخوان ديگران نشسته بودند.
در هردو دوران، دو گروه بودند، يك عده به خاطر نان كار مي‌كردند و عدة ديگري به خاطر نام كار مي‌كردند. آنهايي كه واقعاً مؤثر بودند كم بودند. اما من هميشه گفته‌ام كه در مقابل طالبان دفاع واجب است.
 
جنگ فعلي با طالبان به نظر شما مشروع مي باشد يا غيرمشروع؟
شما مسئله را خلط مي‌كنيد! هركس بيايد براي تسلط پيدا كردن و حكومت كردن بر مردم، از نظر شرعي خلاف اصل است، از نظر شرعي هركس مسلط برخود است، اما يك نفر بيايد بر او به زور يا به نيرنگ مسلط شود، جايز نيست. آنهايي كه مي‌خواهند حكومت كنند بايد از راه انتخابات و شورا، داخل چهارچوب حكومت شوند و آنها كه از راه زور مي آيند به هيچوجه حق ندارند. اگر غير آن بخواهند كه تعدّي كنند بايد در برابرشان مقاومت و دفاع صورت بگيرد.
 
درطول پنج سال گذشته، عملكرد نيروهاي خارجي را چگونه مي بينيد؟
عملكرد نيروهاي خارجي آنگونة است كه هم الآن شان و هم آيندة شان مبهم و مشكوك است. كارشان به جايي نرسيده و نتيجه‌اي هم نداده است.
 
تفاوت اشغال افغانستان توسط روسها وحالا بودن امريكايي ها درچه است؟
روس ها مي خواستند به طور مستقيم استقلال سياسي ما را از بين ببرند. تماميت ارضي ما را از بين ببرند، و افغانستان را ملحق كنند به شوروي. و مهمتر از همه اينكه مي خواستند به جاي دين اسلام، كمونيزم را بياورند، كاري‌كه دركشورهاي آسياي ميانه شد، كه تاحال كه شوروي رفته، آثار بي ديني مستعمرات شوروي سابق در كشورهاي آسياي ميانه موجود است. آنها آمده بودند كه به زور بگيرند ولي غربي ها به آن شكل نيامده اند. دركشور ما مراجع تصميم گيري، متعدد است. يك مقدار زيادي از اوضاع نابسامان ما مستند به همين تعدد مراجع تصميم گيري و مراجع فشار است. چه داخلي ها و چه خارجي ها همينطور مي باشند. يكي از نواقص در همين جا است كه يك مرجع تصميم گيري واحد وجود ندارد. چه داخلي ها و چه خارجي ها. به عناوين مختلف مي‌شود كه مناشي فشار و تعدد مراجع پشت پرده تصميم گيري را مقصر دانست در اوضاع نابسامان فعلي.
اما بايد گفت كه فعلاً آنها مستقيماً نيامده اند كه دين ما را از بين ببرند. علي‌ايّ‌حال، خارجي ها را كسي نياورده، وآنها هم نه به رضايت داخلي ها آمده‌اند و نه آنها مشروعيت خود را از رضاي ما مي طلبند. آنها بزور آمده اند وآنها پس از آنكه به زور آمده اند، دولت هم آورده اند. به همين قسم كه دركنفرانس بن و ديگر جاها واقع شد. ما اميدوار هستيم كه هرچه زودتر آنها كشور را ترك كنند.
 
شما افغانستان را يك كشور اشغال شده فكر مي كنيد؟
نه، من نمي خواهم كه بگويم افغانستان يك كشور اشغال شده است. ولي بايد بگويم كه مداخلات خارجي در امور افغانستان صورت مي گيرد در اين شكي نيست كه مداخلات مي‌شود. و براي ما استقلال سياسي از همه چيز بالاتر است. حكومت در برابر قوتهاي خارجي و منابع سياسي خارجي از خود ضعف نشان ميدهد.
برعلاوه قوت هاي خارجي منابع معارض داخلي هم تأثير دارد. آنها را فراموش نكنيد، يك طرفه قضاوت نكنيد. مخالفين داخلي دولت هم مقصرند كه دولت را مجبور ميكنند به اينكه به طرف ديگر برود. اگر آن‌ها نكنند، اينها آن كار را مي‌كنند. همه اطراف را فكر كنيم.
 
روابط شما با سران حكومتي چگونه است؟
من هيچ ارتباطي با آنها ندارم. من فعلاً مصروف كارهاي فرهنگي هستم.
 
تا به حال شده كه به آقاي كرزي مشوره بدهيد؟
قبلاً بله، من حرفهاي خود را تماماً به آقاي كرزي گفته ام، خصوصي و تنها، صريح و پوست كنده.
 
آيا آنها تا بحال به نصايح شما گوش داده اند؟
نه، نخير.
 
چرا؟
خودش مي‌داند، من كه قيم و سرپرست رئيس جمهور نيستم، از طرف من پيشنهاد بوده، كه از نظرشرعي آدم بايد به زمامدار سياسي، صميمانه و بدون غرض و مرض پيشنهاد كند. اينكه عمل مي كند يانه؛ مربوط به خودش مي باشد.
 
فكر مي كنيد ايشان بيشتر به حرف چه كساني گوش مي‌دهند؟
من نمي دانم. من اصلاً مشاورين ايشان را نمي شناسم و نه هم سؤال كرده ام.
 
مي گويند كه حكومت از علماي ديني به حيث ابزار استفاده مي‌كند؛ شما موافق هستيد؟‌
نه موافقم و نه مخالف، مربوط به خود آنهاست كه از كي مي‌خواهند استفاده كنند، يك عده از علمايي كه فقط لباس عالم را به تن دارند از آنها همه كس، احزاب جهادي و حتي احزاب ماركسيستي استفاده كرده اند. در افغانستان اين يك عادت شده است.
...
حكومت در راه اخوت اسلامي و برادري ديني چه كارهایی انجام داده است؟‌
حكومت هيچ كاري نكرده، حتي يك درصد هم كار نكرده، خود ما كرده ايم. ما الآن كميسيون داريم، شوراي اخوت اسلامي داريم. كارهايي كه ما كرده ايم دولت نه كمك كرده و نه خرابكاري كرده است. ما در آينده قصد نداريم كه مجموعه خود را به دولت تسليم كنيم.
 
پول مدرسه ديني خاتم النبيين (ص) را از كجا آورده ايد؟ «مي توانيد جواب نگوييد»
چرا جواب نگويم؟ چيزي نيست كه جواب نگويم. چيزي را كه شما گفتيد مدرسه نيست، يك مجتمع بزرگ است پول آن از دو منبع بدست آمده است: اول اینکه در دوران جهاد ما كمك مي گرفتيم. در پاكستان بوديم كمك مي گرفتيم. در شش شهر پاكستان نمايندگي داشتيم، كمكي كه احزاب هفتگانه دريافت مي‌كردند، بيجا مصرف نمودند ولي كمك هايي را كه ما مي گرفتيم قسمتي را كه در فعاليت هاي ما لازم بود مي گرفتيم و مابقي راحفظ كرديم.
دوم اینکه در مذهب شيعه برعلاوه زكات، خمس هم واجب است، يعني هرچه درآمدي كه فرد شيعه دارد درآخر سال خمس آنرا بايد بپردازد.
 
بعضي ازدوستان شما عقيده دارند كه در قسمت خرج و مصرف زياد خسیس هستيد؟
شما الآن ببينيد كه ما پولهاي خود را چه كرده ايم؟ در اين مدرسه خيلي مصرف شده است. سؤالات شما متناقض است. من نمي‌خواهم كه به كس باج بدهم. پولهاي زيادي را احزاب مصرف كردند براي جلب افكار آزاد. يك تعداد افرادي كه براي نان و نام كار مي‌كردند، اينها بلبل هاي فصلي بودند، در هرجايي كه پول زيادتر بود از اينجا به آنجا مي رفتند و من اين كار را نمي كردم. اين را هم براي خود عيب مي دانستم و هم براي كرامت طرف مقابل كه او را به پول بخرم به عمر خود اين كار را نكرده ام.
 
توجيه دوستان شما اين است كه شما زماني كه رهبري حركت اسلامي را به عهده داشتيد، تمام مصارف وخرج و دخل را مستقيم زير نظر داشتيد!
درست است. چندجاي كه ديگران دست باز داشتند، همه را نوش جان كردند. درست است كه من برخلاف احزاب ديگر كه زياد پول مصرف مي‌كردند، تمام حسابات را زير نظر داشتم، حتي در خانه خود هم اگر چيزي ميخواستند بخرند، مي گفتم كه ليست آنرا بياوريد.
 
چرا براي خود عمارت نساختيد؟
عمرمن به خانه هاي كرايه ای گذشته است. الآن به يك خانه خوب نشسته ام، منتها نه براي خود، من آنرا وقف كرده ام به رئيس حوزه علميه، وقتي كه من مُردَم، ديگري مي‌آيد و او مُرد باز ديگري مي‌آيد.
 
چه شد كه به فكر تأسيس تلويزيون تمدن افتاديد؟
من مي دانم كه ترويج دين واجب است، قرآن مي گويد كه دين را ترويج كنيد! من يقين دارم كه فرهنگ اسلامي چه در شرق و چه در غرب دنيا به مراتب براي كشور ما مفيد است. من يك افغانستاني هستم، و نسل آينده ما در همين كشور مي باشد. و بايد همگي همين جا زندگي كنيم؛ عقيده من همين است. من هميشه در تلويزيون ها مصاحبه كرده ام و بحث من همين بوده كه اگر قيامت هم نباشد همين فرهنگ اسلامي درهمة ابعاد خود، بُعد سياسي و اقتصادي و علمي بهتر از فرهنگ هاي خرافي امروز كه به زور تبليغات، ترويج مي‌شوند مي‌باشد. امروز تلويزيون تمدن را براي مردم خود ساخته ام كه به دستور دين خود عمل كنيم و بايد فرهنگ اسلامي را بياموزانيم.
 
تعدادی از كارمندان تلويزيون تمدن به اين نظر هستند كه شما بيش از حد دركارهاي نشراتي تمدن دخالت مي كنيد!
بايد هم بكنم! آنها راست مي گويند ولي من در دل خود فكر مي كنم كه من مقصرهستم. كارهاي فرهنگي من زياد است. بايد من همان جا دائم مي بودم، ولي نيستم و از همان وقت كه شروع شده من نرفته ام. مناسب اين بود كه بايد هر روز ميرفتم همه راكنترول مي كردم ولي زورم نمي رسد.
 
برخی برنامه های مبتذل و سریالهای تلويزيون ها را در چه عوامل نهفته مي بينيد؟
معلوم است كه اكثر تلويزيون ها وابسته به خارج است. وابستگي هاي از روی غربزدگي و  پيداكردن پول است.
تقريباً درحدود 40 مليون انسان در اثر ابتذال فرهنگ مادي امروزي، در صف مرگ منتظر عزرائيل هستند. اينها متبلا به مرض ايدز هستند كه علاج ندارند.
سرمنشي سابق ملل متحد كوفي عنان مي گفت: 15 مليون كشته شده اند و 40 مليون درصف مرگ اند و ما پارسال تقريباً 5 ميليارد دالر را مصرف كرديم، گذشته از اينكه ايدز كنترول نشد توسعه هم پيدا كرد. دليلش اين است كه ما با معلول مبارزه كرديم نه با علت. و فرهنگ مادي غرب قدرت اين كار را نداردكه ما با علل ايدز مبارزه كنيم. كه دراين صف 40 ميليون از بيماران ايدزي، جاي افغانستان و يك عده ازكشورهاي اسلامي خالي است. اين كشورها احساس حقارت مي‌كنند كه چرا در اين صف، افغاني ها نيستند.
 
شما اشاره كرديد كه تلويزيون ها به خارج وابسته هستند، تمدن وابسته نيست؟
بنا نيست كه شما نام بگيريد. اين محكمه نيست، من ازكسي نام نمي گيرم من به طور كلي گفتم. شايد در بين تلويزيون ها، تلويزيون‌هاي ديگري هم است كه احتياج دارد. حالا تلويزيون ملي ما هم تحت تأثير تهاجم مي باشد كه اگر همين كار ها را نكند كمك هاي خارجي قطع مي شود.
 
آيا قانون اساسي فعلي، همان قانوني است كه شما در لويه جرگه قانون اساسي تصويب كرديد؟
نخير! من يك كتاب نوشتم در رابطه به لويه جرگه و حرف هاي پشت پرده و ايرادهايی گرفته بودند كه نظام اسلامي نمي خواهيم كه من آنها را درهمان رساله جواب دادم. يك مشكل ديگري هم بود كه حكومت اسلامي الآن در شرايط فعلي قابل تطبيق نمي‌باشد. يعني درشرايط فعلي، تطبيق حكومت اسلامي ميسر نيست.
ما فعلاً حكومت اسلامي را در مادة 2 و 3 قانون اساسي آورده ايم، و اين قانون شد حكومت اسلامي. اما وقتي كه شرايط سياسي كشور ما عوض شد ما دوباره محتاج به جنگ و دعوا و احتجاج نيستيم؛ بسيار به آساني ميتوانيم حكومت اسلامي را آن موقع با تغيير شرايط پياده نماييم. اين اشكال در شرايط فعلي موجود است.
من مي فهميدم كه حكومت اسلامي بعد از تصويب قانون اساسي تطبيق نمي‌شود. نه وزيران تطبيق مي‌كنند و شايد هم يك عدة هيچ نتوانند. به نظر من قانون اساسي صددرصد اسلامي است اما بايد تطبيق آن به شرايط سياسي ما متناسب شود. و آن موقع كه ماخود تصميم گير باشيم شرايط مناسب است يعني آن موقع كه مراجع متعدد تصميم گيري از بين برود. مناشي فشار كم شود.
 
به نظر شما حكومت خودش تصميم گيرنده نيست؟
حكومت جزو تصميم گيرنده ها است. اگر تصميم گيرنده نباشد مسئوليت هم از گردنش مي رود. حكومت مسئول است.
 
و سخن پاياني شما!
اميدوارم صحبت هاي مرا بدون دخل و تصرف نشر كنيد!
تشكر

 
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *

پربازدیدترین