زندان بگرام واقع در شمال کابل متصل به پایگاه هوایی بگرام؛ یک زندان بزرگ و مخوف بود که توسط امریکایی ها ایجاد و مدیریت می شد. در این زندان؛ تعداد زیادی از طالبان و تروریست های خطرناک نگهداری می شدند.
خبرنگار خبرگزاری جمهور در یک گفتگوی اختصاصی با یکی از جنگجویان طالبان، به بازخوانی خاطرات تکاندهنده وی از دوران اسارت و نگهداری وی در زندان بگرام پرداخته است که زوایای پنهانی از شکنجهها و نحوه شکلگیری شبکههای تروریستی فراملیتی در این زندان را افشا میکند.
شکنجههای روانی و تزریق داروهای روانگردان
این جنگجوی طالب در شریک ساختن خاطرات خود با خبرنگار جمهور میگوید:
"زمانی که پس از یک تلاش ناکام برای انجام حمله استشهادی (انتحاری) توسط قطعه ۰۴۰ امنیت ملی جمهوریت بازداشت شدم، پس از پانزده روز بدون هیچگونه محاکمهای من را به بگرام منتقل کردند."
وی در تشریح وضعیت روزهای نخست اسارت خود افزود:
"در اوایل، جای خوبی نبود؛ در سلولی بودم که نه می توانستم بلند شوم و نه بخوابم، حتی نشستنم نیز به سختی بود. اوایل، سر من خیلی سخت تمام می شد و شکنجهام میکردند. اما سختترین لحظه زمانی بود که برایم داروهای روانگردان را به زور می دادند. آنوقت پیش چشمم طوری معلوم میشد که سر برادر، خواهرزاده و اقارب نزدیکم را قطع میکنند و با شمشیر ذبح میکنند. با دیدن این صحنهها فریاد الله اکبر سر میدادم و میگفتم اینها را چرا شهید کردید؟ من خودم حاضرم شهید شوم... پس از چند ساعت به فکر میآمدم و متوجه میشدم که من در زندان هستم."
این طالب در ادامه گفت: "پس از آن، یک سارنوال زن از من تحقیق و بازجویی میکرد که اهل افغانستان نبود... نزدیک به دو ماه زجر کشیدم و تقریباً در این مدت، خواب را بر من حرام کرده بودند؛ چشمم را نمیتوانستم ببندم و هر وقت خواب به سراغم میآمد، زنجیر را روی میلههای زندان میکشیدند تا بیدار شویم... شکنجه ها و شکل برخوردهای آنها با ما به نحوی بود که ما را بسیار انگیزه می داد که با قوت و ایمان بیشتری به جهاد فکر کنیم."
بگرام؛ کانون ارتباط و هماتاقی تروریستان چندین کشور
نکته اساسی و تکاندهنده در این روایت، انتقال زندانیان به بخشهای عمومی و فراهم شدن زمینه انسجام تروریستان خارجی است. این جنگجو میگوید:
"پس از این مدت شکنجه گری، مرا به جای دیگری منتقل کردند؛ جایی که مجاهدین و مولویهای زیادی از کشورهای چین، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان در آنجا حضور داشتند. من و امثال ما در مرحله بعد از شکنجه های طاقتفرسا با مجاهدین بقیه کشورها یکجای می شدیم. آنها انسانهای بسیار شریفی بودند و من آنوقت خوشحال شدم که خداوند (ج) من را چقدر دوست دارد که با مجاهدین واقعی یکجا و هماتاق کرده است."
وی در مورد برنامهریزیهای صورتگرفته در پشت میلهها تصریح کرد:
"از پشت میلههای زندان با هم به زبان عربی صحبت میکردیم، از مزایای جهاد و مجاهدت میگفتیم و همیشه به فکر ایجاد یک دولت اسلامی بودیم که باید نظام کفری افغانستان را سرنگون کنیم و یک نظام بسازیم که همه کشورها زیر چتر آن باشد و مسلمانان هند و چین از زیر ظلم دولتهای کافر خلاص شوند. او سپس می افزاید: برخی از آن مجاهدین، بعدا در قالب توافق آزادسازی زندانیان امارت اسلامی توسط دولت آنزمان (جمهوریت)، در جمع ۵۰۰۰ زندانی آزاد شدند و تعدادی از ما باقی ماندیم."
فرار از زندان و تشکیل نظام اسلامی فراملیتی
این عضو طالبان با اشاره به روزهای سقوط نظام جمهوریت و تخلیه بگرام گفت:
"پس از سقوط جمهوریت، با کمی سختی از زندان بیرون شدیم. تعداد زیادی از ما که آزاد شدیم، همه مجاهدین از چندین کشور، جمهوریت را سقوط دادیم و نظام اسلامی را تشکل دادیم."
وی در پایان تاکید کرد که افراد خارجی هم بند او در زندان بگرام در حال حاضر نیز در افغانستان حضور دارند:
"فعلاً همه این مجاهدین زیر چتر امارت اسلامی زندگی میکنند، به آنها احترام میشود و حضور دارند تا زمینه برای فتح کشورهای ظالم و غیراسلامی که در حق مسلمانان ظلم میکنند، فراهم شود."
این جنگجوی طالبان در نهایت خاطرنشان ساخته است که با وجود تحمل تمام شکنجههای سخت و وحشتناک در بگرام، امروز خوشحال است که در آن محیط با "مجاهدین واقعی" آشنا شده و پایههای این انسجام در همانجا بنا شده است.