پس از سقوط نظام جمهوری و تسلط طالبان بر افغانستان، جامعه جهانی برای جلوگیری از فروپاشی کامل اقتصادی و وقوع فاجعه انسانی، میلیاردها دالر کمک بشری را به افغانستان منظور کرد؛ کمکهایی که بخش عمده آن بهصورت پول نقد و هفتهوار وارد کشور میشد تا هم نیازهای فوری مردم را تأمین کند و هم مانع سقوط بیشتر ارزش پول افغانی شود.
در برهههایی، تا 80 میلیون دالر در هفته به کابل منتقل میشد؛ اما اکنون با گذشت بیش از پنج سال، نهتنها فقر کاهش نیافته، بلکه افغانستان به یکی از فقیرترین کشورهای جهان تبدیل شده است. گرسنگی، بیکاری، تکدیگری، مهاجرت اجباری، خشونتهای خانوادگی و حتی خودکشی ناشی از فقر بهگونه کمسابقه افزایش یافته است.
در مقابل؛ گزارشها و یافتههای میدانی خبرگزاری جمهور نشان میدهد که شماری از فرماندهان و مقامهای طالبان طی این سالها به ثروتهای هنگفت و سبک زندگی اشرافی دست یافتهاند. منابع میگویند بسیاری از طالبان علاوه بر خرید خانههای مجلل و موترهای گرانقیمت، محافل پرهزینه برگزار کرده، چندهمسری اختیار نموده و چندین بار نیز به حج عمره و تمتع سفر کردهاند؛ موضوعی که پرسشهای جدی درباره سرنوشت میلیاردها دالر کمک بشری در افغانستان ایجاد کرده است.
یافتههای اختصاصی خبرگزاری جمهور نشان میدهد که بخش قابل توجهی از کمکهای بشری، بهجای رسیدن به مردم نیازمند، از مسیر شبکهای پیچیده میان طالبان، موسسات داخلی و برخی افراد نفوذی در نهادهای بینالمللی به طرف جیب طالبان منحرف شده است.
نفوذ طالبان در موسسات امدادرسان
شماری از کارمندان موسسات امدادرسان در گفتوگو با خبرگزاری جمهور میگویند که طالبان تنها به استخراج معادن، اخاذی و قاچاق مواد مخدر متکی نیستند، بلکه حیفومیل کمکهای بشری نیز به یکی از منابع مهم اقتصادی این گروه تبدیل شده است.
به گفته منابع، مقامهای بلندپایه طالبان، از جمله سراجالدین حقانی، با ایجاد یا حمایت از چندین موسسه داخلی، پروژههای کلان بشردوستانه را در اختیار گرفتهاند. این منابع تأکید میکنند که نهادهای بینالمللی نیز از این وضعیت آگاهاند، اما همچنان پروژهها و بودجههای هنگفت را به همین موسسات واگذار میکنند.
یکی از منابع میگوید: طالبان علاوه بر ایجاد موسسات خیریه، افراد نزدیک به خود را در نهادهای بینالمللی نیز جابجا کردهاند و از طریق همین شبکهها، روند توزیع کمکها و اعطای پروژهها را کنترل و بعضا به وابستگان خود واگذار میکنند.
به گفته این منبع، در نهادهایی چون یونسکو، کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، آیآرسی، اسلامیک ریلیف، برنامه جهانی غذا، سازمان جهانی صحت و حتی بخش صحت بنیاد آقاخان، افراد نزدیک به طالبان در موقعیتهای کلیدی حضور دارند و بر روند تصمیمگیری و توزیع کمکها اثر میگذارند.
منابع میگویند بیش از ۹۰ درصد موسسات بزرگ دریافتکننده کمکها، در اختیار افراد وابسته به طالبان قرار دارند و موسساتی چون «ابرار» و «خدمات اجتماعی و تخنیکی وطن» که زیر حمایت شبکه حقانی فعالیت میکنند، بیشترین بودجهها را جذب کردهاند.
بر اساس این اطلاعات، بخشی از کمکهای نقدی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در زون مرکزی، مستقیماً میان جنگجویان طالبان و بهویژه اعضای شبکه حقانی توزیع شده است.
دایکندی؛ صدور تذکره برای جنگجویان طالبان
یک منبع از ولایت دایکندی به خبرگزاری جمهور گفته است که در زمان والیگری امینالله عبید، برای شماری از جنگجویان طالبان از ولایتهای جنوبی و شرقی کشور، تذکره تابعیت دایکندی صادر شده است. هدف از این اقدام، دریافت و اثرگذاری بر کمکهای بشری این ولایت و استفاده از این کمکها به نفع خوذشان بوده است.
این منبع مدعی است اسنادی وجود دارد که نشان میدهد بخشی از کمکهای بشری از دایکندی به ولایتهای پشتوننشین انتقال داده شده است.
فساد گسترده در بامیان
در بامیان نیز منابع محلی از فساد گسترده در پروژههای بشردوستانه سخن میگویند.
به گفته منابع، حدود دو سال پیش نزدیک به ۴۰ میلیون افغانی از بودجه کمکهای بشری توسط یکی از مسئولان پیشین موسسه اسلامیک ریلیف با همکاری رئیس پیشین استخبارات طالبان در بامیان اختلاس شده، اما هیچ پیگردی صورت نگرفته است.
منابع میگویند فرد متهم اکنون آزادانه در هرات فعالیت میکند.
همچنین گزارش شده که در سال ۱۴۰۲، موسسه خدمات اجتماعی و تخنیکی وطن برای یکی از مسئولان پیشین اسلامیک ریلیف، از سهم مهاجرین و خانوادههای نیازمند در ساحه «جرِ گنبدک» بامیان، خانه مجلل ساخته و قباله زمین آن نیز با همکاری مقامهای طالبان صادر شده است؛ در حالی که در همان زمان، توزیع زمین طبق فرمان رهبر طالبان ممنوع بود.
منابع همچنین مدعیاند که برخی مقامهای پیشین نهادهای بینالمللی با استفاده از بودجه کمکهای بشری، بلندمنزل، مارکت و داراییهای شخصی ساختهاند و پروژهها را به شرکتهای وابسته به خود واگذار کردهاند.
به گفته باشندگان محل، در سالهای نخست حاکمیت طالبان، در برخی روستاهای بامیان موسسات امدادرسان تقریباً هر روز کمک توزیع میکردند، اما در همان مناطق تقریباً در هر خانواده یک یا دو نفر در ساختار طالبان حضور داشتند.
بحران در پروژههای صحی شمال کشور
منابع از شمال افغانستان نیز میگویند فساد و سوءاستفاده از پروژههای بشری در این مناطق بهگونه گسترده جریان دارد.
در تازهترین مورد، منابع ادعا میشود که دفتر «بازسازی جوانان» (RCY) که در بخش خدمات صحی فعالیت داشت و در ولایتهای هرات، خوست، دایکندی و ننگرهار پروژه اجرا میکرد، اکنون باعث دردسر برای دهها کارمند خود شده است.
به گفته منابع، بودجه این پروژهها توسط دفتر «کوردید» تأمین میشده، اما از سه ماه به اینسو معاش حدود ۶۰ کارمند مرکزی و ساحوی پرداخت نشده است.
منابع میگویند مسئولان کوردید از تمامی کارمندان خواستهاند از دفتر RCY استعفا دهند و به ساختار جدید منتقل شوند؛ اما پس از استعفا، نه به دفتر جدید جذب شدهاند و نه معاشاتشان پرداخت شده است.
کارمندان سرگردان میان دو دفتر، هیچ مرجع پاسخگویی پیدا نکردهاند و هر دو نهاد مسئولیت پرداخت معاشات را به گردن یکدیگر میاندازند.
«فروش پروژهها» در فاریاب
در ولایت فاریاب نیز منابع محلی از فساد مالی گسترده در پروژههای صحی خبر میدهند.
به گفته منابع، دفتر «SADA» طی شش ماه گذشته حدود ۲۲ میلیون و ۷۰۰ هزار افغانی را به نام آموزش کارکنان صحی و توزیع کیت برای کودکان هزینه کرده و برای تأیید اسناد این پروژه به ریاست صحت عامه طالبان مراجعه کرده است.
اما منابع میگویند در عمل تنها برای حدود ۷۰ کارمند صحی برنامه آموزشی برگزار شده و برای نزدیک به ۲۰۰ کودک کیت توزیع شده است؛ اقدامی که به گفته آنان، هزینه واقعی آن بسیار کمتر از مبلغ ثبتشده بوده است.
بر اساس این ادعاها، دفتر صدا برای هماهنگی پروژه از ریاست صحت عامه طالبان نماینده خواسته و قاری اسماعیل ذبیح، رئیس صحت عامه طالبان در فاریاب، فردی به نام محبوبالله را معرفی کرده است.
منابع میگویند بخشی از پول پروژه به این افراد پرداخت شده و همچنین حدود ۲۰ هزار دالر امریکایی نیز برای تأیید پروژه به قاری اسماعیل ذبیح داده شده است.
باشندگان فاریاب این وضعیت را «خیانت به مردم فقیر» میدانند و میگویند در حالی که خانوادهها با بحران شدید اقتصادی و کمبود خدمات صحی روبهرو هستند، بخشی از بودجههای بشری میان مسئولان طالبان و برخی موسسات تقسیم میشود.
کمکهایی که گم شدند
این گزارش در حالی منتشر میشود که افغانستان همچنان یکی از بزرگترین دریافتکنندگان کمکهای بشری جهان است؛ اما شواهد و روایتهای متعدد نشان میدهد بخش قابل توجهی از این کمکها، بهجای رسیدن به مردم گرسنه و نیازمند، در مسیر فساد، شبکههای وابسته به طالبان و موسسات همسو با این گروه ناپدید میشود.
در چنین شرایطی، کارشناسان هشدار میدهند که ادامه این روند نهتنها بحران انسانی افغانستان را عمیقتر خواهد کرد، بلکه اعتماد مردم و جامعه جهانی به روند کمکرسانی را نیز بهشدت آسیب خواهد زد.