جالب است ۲
اگر سایر بزرگان هزاره حداقل به اندازه استاد محقق، صدایی، نقدی و اعتراضی از وضع موجود، بلند می کردند و از وضعیت دشوار مردم شیعه سخن می گفتند و فراتر از آن، برای انسجام مردم کار می کردند؛ اکنون مردم شیعه و هزاره تا این حد بی روحیه نمی بودند که طالبان عالم شیعه را سیلی بزند و از دهها عالم شیعه، تعهد و ضمانت بگیرند و بر ناموس هزاره، یک قبیله ی طالبان ادعای مالکیت کند.
سکوت بی معنای رهبران هزاره و بزرگان شیعه در مقابل توهین های طالبان

حجت الاسلام حسین داد شریفی بعنوان یک عالم برجسته شیعه افغانستان پس از احضار به حوزه امنیتی طالبان و سیلی خوردن از طالبان، در جمع مردم شیعه غرب کابل حاضر شد و با شجاعت از اهانتِ طالبان به علمای شیعه انتقاد کرد. سخنان او جالب توجه بود؛ او گفت: علاوه بر اینکه خودش مورد اهانت قرار گرفته؛ علمای ما تحقیر شده، جمع زیادی از علمای شیعه مذهب نیز توسط طالبان زیر فشار قرار گرفته اند و از آنان تعهد و امضا و ضامن گرفته شده است. او از توهین و تحقیر و خوردکردن علمای شیعه توسط طالبان سخن می گوید.
او می گوید که طالبان نباید وارد حریم خانگی شیعیان شوند و عقاید مذهبی خود را بر شیعیان تحمیل کنند.
 
همانطور که ما در این پنجسال به کرّات از ظلم حاکمیت طالبان علیه شیعیان گفتیم؛ این گروه بطور هدفمند و مداوم، ضد مردم شیعه اقدامات اهانت آمیز و محدودیت آور انجام داده اند. شیعیان تحت فشار طالبان، روزهای بسیار سختی را تحمل می کنند و عقاید آنها توسط طالبان، مورد نفی و تردید قرار می گیرد.

طالبان در ظاهر و بین توده های شیعی سعی می کنند تا حدی خودشان را کنترل و مسائل مذهبی را رعایت کنند اما در میان ملاهای طالب و برخی رهبران و شاخه های طالبانی، شیعیان تکفیر می شوند. این نفی و تکفیر حداقل در سه طبقه و لایه از طالبان کاملا مشهود است: ادارات امر بالمعروف طالبان، ادارات استخباراتی طالبان و ملاهای بیسواد طالبان که عمرشان در مناطق بدوی و مدارس تکفیری پاکستان و سرحد، سپری شده است.

اما مردم شیعه ساکن در داخل افغانستان به دلیل سایه سنگین و خشنِ طالبان، تاکنون جرأت اعتراض های فراگیر پیدا نکرده اند. شاید بزودی هم این جرأت در مردم پیدا نشود. یکی از مهمترین دلایل این کم جرأتی، فقدان پشتوانه سیاسی و وجود یک آدرس قابل اتکای سیاسی از جامعه شیعه در افغانستان و همچنین عدم پشتوانه بین المللی است. شیعیان افغانستان امروز هیچ نهاد قدرتمند سیاسی و هیچ کشوری که بتواند از حقوق آنها دفاع بکند؛ در کنار خود نمی بینند.

در سابق، حداقل جمهوری اسلامی ایران با روش های مختلف بطور هوشمندانه؛ شیعیان افغانستان و حوزه زبان فارسی را حمایت سیاسی می کرد اما اکنون چنین حمایتی وجود ندارد و بلکه بصورت معکوس؛ بخشی از فشارهای طالبان، به دلیل ظنّ نزدیکی شیعیان به جمهوری اسلامی ایران؛ بر مردم شیعه وارد می شود.

بزرگان و جریانهای سیاسی شیعه نیز در فشار ظالمانه طالبان علیه شیعیان، کاملا سکوت و بی تفاوتی پیشه کرده اند. فقط استاد محقق چند بار بطور صریح از ظلم طالبان بر شیعیان و هزاره ها، لب به انتقاد گشوده است.

محمدکریم خلیلی که خودش را رهبر هزاره ها می دانست اکنون در منجلابی از بی تفاوتی، نفس می کشد و نظاره می کند. سرور دانش از ابتدا هم یک کاتب بود و هنوز هم در همان پوستین است. استاد اکبری صراحتا تبدیل به رعیت طالبان شده است. سایر سران قوم هزاره همچون سیما سمر، صادق مدبر، رسول طالب، مرادعلی خان، وکلای هزاره و مأموران حکومت غنی؛ همگی گم و گور هستند. یعنی آنهایی که در زمان جمهوریت، دنبال گدایی رأی مردم و مشارکت مردم در صحنه بودند تا خودشان از وکالت و ریاست و وزارت، به نان و نوا و بادیگارد و زره و عمارت برسند؛ اکنون معلوم نیست در کدام قبرستان دنبال سنگ لحد می گردند.

در این میان واقعا باید استاد محقق را تحسین کرد که به هر بهانه ای لااقل صدایی از او بعنوان یک مِهترِ مردم هزاره شنیده می شود؛ این مهم نیست که کسی با خبر و نظر او موافق باشد یا نباشد؛ مهم اینست که نشان می دهد هنوز زنده است، حرف می زند و سخنانش بازتاب دارد. همه او را در این فضا بعنوان یک هزاره و شیعه می بینند و لذا هر سخن او می تواند بازتابی از دیدگاه مردم هزاره در این وادیِ تنگ و تاریکِ طالبانی باشد.

اگر سایر بزرگان هزاره حداقل به اندازه استاد محقق، صدایی، نقدی و اعتراضی از وضع موجود، بلند می کردند و از وضعیت دشوار مردم شیعه سخن می گفتند و فراتر از آن، برای انسجام مردم کار می کردند؛ اکنون مردم شیعه و هزاره تا این حد بی روحیه نمی بودند که طالبان عالم شیعه را سیلی بزند و از دهها عالم شیعه، تعهد و ضمانت بگیرند و بر ناموس هزاره، یک قبیله ی طالبان ادعای مالکیت کند. (مثل ادعا بر یک دختر هزاره در دایکندی.) این وضعیت حتی در زمان امریکایی ها هم بر سر مردم شیعه و هزاره نبود.

لذا وضعیت فعلی مردم هزاره اقتضا می کند که رهبران و بزرگان و فعالان قوم هزاره و مردم شیعه، فراتر از صدا و سخن، باید کتله ای وسیع و فراگیر از قدرتهای پراکنده ی شیعی را با هدف کار منسجم برای احیای اقتدار مردم شیعه، نظم دهند و انسجام مردمی را آغاز بکنند. نگذارند وضعیت از اینی که هست برای مردم شیعه، بدتر و اهانت آمیزتر بشود.

حسینی مدنی- خبرگزاری جمهور
  
   
       
 
https://jomhornews.com/vdcc0iqse2bqo18.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار