انا کیلی، سخنگوی کاخ سفید گفت: «موسسه صلح دونالد ترامپ، به زیبایی و به درستی به نام رئیسجمهوری نامگذاری شده؛ کسی که در کمتر از یک سال به ۸ جنگ پایان داده است.»
دولت امریکا قبل از اینکه یک قاضی فدرال این اقدام را غیرقانونی اعلام کند و این تلاش را «غصب فاحش قدرت» بنامد، کارکنان انستیتوت صلح را برکنار و رهبری مورد نظر خود را در آن گماشت.
تصمیم تازه ترامپ و تیم متملق او یکبار دیگر این واقعیت را مورد تاکید مجدد قرار میدهد که قدرت وقتی در دست رهبران خودکامه قرار میگیرد، به جای آنکه ابزاری برای ایجاد ثبات و امنیت باشد، به سلاحی برای تحریف واقعیت و تضعیف نهادهای دموکراتیک بدل میشود. دونالد ترامپ در طول دوران ریاستجمهوری خود بارها نشان داده که چگونه می خواهد با سوءاستفاده از قدرت، صلح و امنیت جهانی را به بازی بگیرد و در عین حال با ژستهای دروغین، خود را بهعنوان «معمار توافقها» معرفی کند. این تناقض آشکار میان ادعا و عمل، نه تنها اعتماد جهانی به امریکا را خدشهدار کرده، بلکه نهادهای بینالمللی را نیز در معرض بیاعتباری و فقدان کارآمدی و مشروعیت قرار داده است.
ترامپ به عنوان یک جنگ سالار بالفطره، بارها از صلح سخن گفته؛ اما سیاستهای عملی او چیزی جز تشدید بحرانها و گسترش جنگها نبود. خروج یکجانبه از توافقهای بینالمللی مانند برجام، نمونهای روشن از این رویکرد بود؛ اقدامی که نه تنها امنیت خاورمیانه را تضعیف کرد، بلکه پیام آشکاری به جهان فرستاد مبنی بر اینکه تعهدات بینالمللی در برابر اراده فردی دیکتاتور هیچ ارزشی ندارند. این تصمیم، ایران و منطقه را در مسیر تنشهای تازه قرار داد و امید به حل مسالمتآمیز اختلافات را از بین برد تا اینکه در نهایت به جنگ فاجعه بار ۱۲ روزه میان ایران و رژيم صهیونیستی منجر شد.
علاوه بر این، ترامپ تمامیت خواه در غزه و لبنان و... هم با سیاستهای جانبدارانه و حمایت بیقید و شرط از رژيم اسرائیل، به جای کاهش خشونت، شعلههای جنگ را گستردهتر کرد. در یمن، بیتوجهی به بحران انسانی و حمایت از بازیگران مرتجع منطقهای، جنگی فرسایشی را طولانیتر ساخت و میلیونها انسان را در ورطه فقر و بیماری رها کرد. حتی در ونزوئلا، فشارهای اقتصادی و نظامی ترامپ نه به صلح، بلکه به تشدید بحران و خطر بروز جنگی تازه انجامیده است.
به این ترتیب، کاملا واضح است که ژست صلح ترامپ، چیزی جز یک نمایش تبلیغاتی نبود و نیست. او با افتخار از «توافقهای تاریخی» سخن میگوید، در حالی که این توافقها اغلب یا کوتاهمدت و بیاثر بودند، یا تنها برای تقویت جایگاه شخصی او در سیاست داخلی امریکا طراحی شده بودند. صلح واقعی نیازمند احترام به نهادهای بینالمللی، پایبندی به تعهدات و تلاش های واقعی برای کاهش تنشهاست؛ اما ترامپ با مصادره ادبیات صلح، آن را به ابزاری برای مشروعیتبخشیدن به سیاستهای جنگطلبانه خود تبدیل کرده است. این همان ژست دروغینی است که باید افشا شود: ادعای پایان دادن به جنگها، در حالی که سیاستهای عملی او هر روز جنگ تازهای را شعلهور میکند.
سوءاستفاده ترامپ از قدرت، تنها به عرصه سیاست خارجی محدود نمی شود؛ او در داخل امریکا نیز بارها تلاش کرده تا نهادهای مستقل را تضعیف کند و قانون را به خدمت اراده شخصی خود درآورد. این الگو، همان چیزی است که در سطح بینالمللی نیز تکرار می شود: بیاعتنایی به سازمان ملل، تحقیر متحدان اروپایی، و تلاش برای بازنویسی قواعد بازی جهانی به نفع خود. چنین رویکردی نه تنها صلح و امنیت بینالمللی را تضعیف می کند، بلکه اعتماد جهانی به امریکا را نیز به شدت کاهش خواهد داد.
به باور ناظران مستقل، وقتی رهبر یک قدرت بزرگ، نهادهای صلح را به ابزار تبلیغات شخصی بدل میکند، پیام خطرناکی به جهان میفرستد: صلح چیزی جز یک ژست نیست و امنیت جهانی قربانی جاهطلبیهای فردی خواهد شد.
و نکته آخر اینکه تجربه دوران ترامپ نشان می دهد که صلح و امنیت جهانی بیش از هر زمان دیگری نیازمند دفاع از نهادهای مستقل و مقابله با تحریفهای تبلیغاتی است. ژستهای دروغین صلح، اگر افشا و مهار نشوند، میتوانند جای حقیقت را بگیرند و مسیر تاریخ را به سمت دیکتاتوری و جنگ تغییر دهند. جهان باید از این تجربه درس بگیرد: هر رهبر یا دولتی که صلح را مصادره کند و آن را به ابزار تحقق منافع شخصی اش بدل سازد، در واقع دشمن واقعی صلح است. تنها با مقاومت در برابر چنین سوءاستفادههایی است که میتوان امید داشت امنیت جهانی حفظ شود و صلح واقعی، نه صلح تبلیغاتی و دروغین، در جهان برقرار گردد.
نرگس اعتماد - جمهور


















