جالب است ۰
بدیهی است که طالبان با طرح موضوع خدمات کنسولی در واقع به دنبال باز کردن کانال‌های رسمی ارتباطی با امریکا هستند. این درخواست نشان می‌دهد که طالبان به‌خوبی می‌دانند بدون داشتن روابط حداقلی با قدرت‌های جهانی، نمی‌توانند از انزوای سیاسی خارج شوند. حادثه واشنگتن فرصتی فراهم کرده تا آنان این مطالبه را در قالب یک ضرورت امنیتی مطرح کنند. به بیان دیگر، طالبان حادثه را بهانه‌ای برای پیشبرد دستور کار سیاسی خود ساخته‌اند.
ترور در خدمت ترور؛ بهره‌برداری طالبان از حادثه واشنگتن
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان می‌گوید تیراندازی رحمان‌الله لکنوال در واشنگتن یک عمل فردی بوده و هیچ ربطی به دیگر افغان‌ها ندارد. او افزود که عامل این رویداد از سوی امریکایی‌ها آموزش دیده بود.
 
او گفت: «چنین افرادی نه صدها، بلکه هزاران رویداد را در افغانستان انجام داده‌اند و این حادثه هیچ ارتباطی با مردم و حکومت افغانستان ندارد.»
 
او همچنین گفت که اداره طالبان پیش از این از مقام‌های امریکایی درخواست کرده‌اند که برای جلوگیری از سفرها و اقدامات غیرقانونی، روابط کنسولی خود با افغانستان را برقرار کنند. به گفته او، برای پیشگیری از چنین رویدادهایی آغاز خدمات کنسولی میان افغانستان و امریکا ضروری است.
 
اظهارات وزیر خارجه طالبان نشان می‌دهد که حادثه واشنگتن، فرصتی فراهم کرده تا طالبان در تلاشی مذبوحانه بار دیگر روایت خود را از خشونت، سوابق تروریستی و رابطه با غرب بازسازی کنند.  
 
به باور کارشناسان، آنچه از سوی متقی ابراز شده بیانگر این واقعیت است که طالبان تلاش می‌کنند تیراندازی لکنوال را یک اقدام فردی معرفی کنند و آن را از کارنامه تروریستی حکومت خود جدا سازند. حفظ مشروعیت سیاسی طالبان در سطح بین‌المللی از دیگر اهداف این موضع‌گیری است. 
 
وقتی امیرخان متقی می‌گوید که عامل این رویداد «از سوی امریکایی‌ها آموزش دیده بود»، در واقع می‌خواهد مسئولیت را به دوش امریکایی‌ها بیندازد که البته به یک معنا کاملا درست است؛ اما بدیهی است که این نوع استدلال بخشی از الگوی تبلیغاتی طالبان است که همواره تلاش کرده‌اند خشونت‌های جاری را به حضور و دخالت خارجی نسبت دهند و سابقه تروریستی خود را نادیده بگیرند.  
 
به عقیده منتقدان، از منظر تبلیغاتی، طالبان با استفاده از این حادثه می‌کوشند تصویری بسازند که نشان دهد خشونت نه محصول سیاست‌های تروریستی آنان، بلکه صرفا نتیجه مداخلات استعماری غرب است. این رویکرد به آنان امکان می‌دهد تا در داخل افغانستان، خود را به‌عنوان قربانی سیاست‌های خارجی معرفی کنند و در خارج، بار مسئولیت را از دوش خود بردارند. چنین روایتی در امتداد همان خطی است که طالبان سال‌ها دنبال کرده‌اند: «ما جنگ را آغاز نکردیم، بلکه پاسخ دادیم.» در این چارچوب، حادثه واشنگتن به ابزاری برای تقویت این روایت بدل می‌شود.  
 
اما نکته مهم‌تر در سخنان متقی، درخواست برای برقراری روابط کنسولی میان رژیم طالبان و امریکا است. طالبان با طرح این موضوع، حادثه را بهانه‌ای برای امتیازگیری دیپلماتیک قرار داده‌اند. آنان ادعا می‌کنند که نبود روابط کنسولی زمینه‌ساز سفرهای غیرقانونی و اقدامات خارج از کنترل شده است. این استدلال در ظاهر منطقی جلوه می‌کند، اما در واقع بخشی از تلاش طالبان برای کسب مشروعیت بین‌المللی است. طالبان می‌دانند که بازگشایی روابط کنسولی، هرچند محدود، به معنای پذیرش عملی آنان به‌عنوان یک حکومت مشروع خواهد بود. بنابراین، بهره‌برداری از حادثه واشنگتن در خدمت هدف بزرگ‌تر طالبان یعنی کسب شناسایی بین‌المللی قرار می‌گیرد.  
 
از سوی دیگر، این حادثه بار دیگر مسئله امنیت جهانی و ارتباط آن با افغانستان تحت سیطره طالبان را برجسته می‌کند. هرچند طالبان مدعی‌اند که این تیراندازی هیچ ارتباطی با آنان ندارد، اما واقعیت این است که افغانستان در دو دهه گذشته به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی تولید خشونت و افراط‌گرایی شناخته شده است. حتی اگر عامل حادثه مستقیماً با طالبان در ارتباط نباشد، فضای اجتماعی و سیاسی افغانستان پس از سال‌ها جنگ و آموزه‌های تروریستی، بستری فراهم کرده که افراد می‌توانند در نقاط مختلف جهان دست به خشونت بزنند. طالبان با انکار این ارتباط، می‌کوشند مسئولیت تاریخی خود را نادیده بگیرند.  
 
در این میان، بدیهی است که طالبان با طرح موضوع خدمات کنسولی در واقع به دنبال باز کردن کانال‌های رسمی ارتباطی با امریکا هستند. این درخواست نشان می‌دهد که طالبان به‌خوبی می‌دانند بدون داشتن روابط حداقلی با قدرت‌های جهانی، نمی‌توانند از انزوای سیاسی خارج شوند. حادثه واشنگتن فرصتی فراهم کرده تا آنان این مطالبه را در قالب یک ضرورت امنیتی مطرح کنند. به بیان دیگر، طالبان حادثه را بهانه‌ای برای پیشبرد دستور کار سیاسی خود ساخته‌اند.  
 
در سطح داخلی اما رژیم طالبان با چنین موضع‌گیری‌هایی می‌خواهد به مردم نشان دهد که آنان مسئول خشونت‌های خارج از کشور نیست و در عین حال، امریکا را به‌عنوان عامل اصلی خشونت و ترور معرفی کند. با این حال، تناقض آشکار اینجاست که طالبان خود در داخل افغانستان به اعمال خشونت و محدودیت‌ و سرکوب گسترده علیه مردم ادامه می‌دهند. بنابراین، روایت آنان بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، یک ابزار تبلیغاتی دروغین است.
 
حادثه واشنگتن همچنین نشان می‌دهد که خشونت و ترور دیگر محدود به مرزهای افغانستان نیست و می‌تواند در قلب ایالات متحده نیز رخ دهد. این امر بار دیگر اهمیت پیوند میان سیاست داخلی افغانستان و امنیت جهانی را برجسته می‌کند. طالبان با بهره‌برداری از این حادثه، می‌کوشند نشان دهند که اگر امریکا روابط رسمی با آنان برقرار نکند، چنین رویدادهایی ممکن است تکرار شود. این پیام ضمنی، نوعی فشار سیاسی بر واشنگتن است تا طالبان را به رسمیت بشناسد یا دست‌کم مسئولیت مراکز دیپلماتیک افغانستان را به این رژیم واگذار کند.  
 
به این ترتیب، حادثه واشنگتن نه تنها یک رویداد امنیتی، بلکه یک ابزار سیاسی برای کسب مشروعیت طالبان است. آنان با استفاده از آن، هم در داخل افغانستان و هم در سطح بین‌المللی، تلاش می‌کنند جایگاه خود را تثبیت کنند؛ اما واقعیت این است که خشونت‌های فردی در خارج از افغانستان، هرچند ممکن است ارتباط مستقیم با طالبان نداشته باشند، بازتابی از میراث جنگ و اشغال و تروریزم در کشور هستند؛ میراثی که طالبان و امریکا به یک اندازه در آن دخیل اند.
 
عبدالمتین فرهمند - جمهور
https://jomhornews.com/vdcba9b85rhbwgp.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

آخرین اخبار