به گفته وزارت خارجه طالبان، وزیر خارجه ایران بر ادامه گفتوگوها برای حل اختلافات میان طالبان و پاکستان تأکید کرده و آمادگی کشورش را برای ایفای نقش میانجیگر و سازنده اعلام کرده است.
متقی نیز تأکید کرده که طالبان برای حل اختلافات با پاکستان، دیپلماسی، تفاهم و گفتوگو را در اولویت قرار میدهد.
عراقچی پیش از گفتوگوی تلفنی با امیرخان متقی، با وزیر خارجه پاکستان نیز تماس گرفته و بر ضرورت تداوم گفتوگو میان پاکستان و طالبان تأکید کرده بود.
در نگاه نخست، ممکن است چنین به نظر برسد که تهران نیز در تلاش است تا از رقبای منطقهای خود، از جمله قطر و ترکیه، برای ایفای نقش میانجیگرانه در مناقشات منطقهای عقب نماند. از این رو، با پیشنهادهای مکرر برای میانجیگری میان طالبان و پاکستان در تنشهای اخیر، میکوشد نقش خود را در معادلات منطقهای تقویت کرده و بهعنوان یک میانجی مورد اعتماد ظاهر شود.
این اقدام میتواند بخشی از دیپلماسی منطقهای ایران و یکی از ارکان سیاست خارجی این کشور باشد. با این حال، بدون شک در تنش میان طالبان و پاکستان، تهران نگرانیهای مشروعی دارد که نمیتواند بهسادگی از آنها چشمپوشی کند.
اهمیت این نگرانیها به اندازهای است که تهران حتی از میانجیگری کشورهایی مانند ترکیه و قطر در بحران جاری میان طالبان و پاکستان نیز استقبال کرده تا نشان دهد صلح و ثبات برای ایران گزینهای مطلوب و مقرونبهصرفه محسوب میشود و تهران از آنچه میان دو کشور همسایه جریان دارد، خشنود نیست.
اگرچه تردیدی نیست که تنشهای جاری میان طالبان و پاکستان میتواند برای ایران منافع اقتصادی به همراه داشته باشد، بهویژه با توجه به اهمیت کریدورهای منطقهای مانند بندر چابهار، خط آهن خواف–هرات و... که ایرانیها میتوانند بخشی از تجارتی را که در نتیجه بحران در مرزهای افغانستان و پاکستان مختل شده، به اقتصاد آسیبپذیر خود جذب کنند، اما هزینههای ژئوپلیتیکی این تقابل برای تهران بسیار سنگینتر از منافع اقتصادی آن است.
نگرانی اساسی ایران در حال حاضر، خطر دخالت طرفهای فرامنطقهای، بهویژه امریکا، در تنش جاری میان طالبان و پاکستان است. مقامات طالبان بارها ادعا کردهاند که پاکستان به نیابت از قدرتهای بزرگ به تنش با افغانستان دامن میزند تا راه را برای سلطه امریکا بر بگرام هموار کند.
شماری از تحلیلگران نظامی نیز معتقد اند که پاکستان بلافاصله پس از کسب اطمینان و جلب حمایت لازم از سوی واشنگتن، موضعگیریهای ضدطالبانی خود را تشدید کرده و در نهایت با راهاندازی عملیات نظامی و بمباران سنگین کابل و قندهار، دامنه بحران را به مرحلهای غیرقابل بازگشت هدایت کرده است؛ بهگونهای که حتی تلاش میانجیگران منطقهای نیز نتوانست آن را مهار و مدیریت کند.
با توجه به این ارزیابی، به نظر میرسد ایرانیها بهشدت در تلاشاند تا بر مواضع دوطرف تأثیر بگذارند و با استفاده از نفوذ و روابط مناسب خود با طالبان و پاکستان، از عملیاتی شدن پروژههای امنیتی بازیگران فرامنطقهای و مشخصا خطر بازگشت امریکا به بگرام جلوگیری کنند.
با این حال، تاکنون هیچیک از طرفهای درگیر به پیشنهادات تهران برای میانجیگری پاسخ مثبت ندادهاند. این خود نشانهای دیگر است که تأیید میکند بحران جاری در روابط طالبان و پاکستان صرفاً به دوطرف متخاصم محدود نمیشود؛ بلکه دستهای قدرتمند دیگری نیز در پشت پرده در تشدید و تقویت این بحران دخیلاند؛ دستهایی که اجازه نمیدهند ایران نقش خود را بهعنوان یک منجی مورد اعتماد و مؤثر در معادلات منطقهای تثبیت کند و مهمتر از همه، مانع اجرای پروژههای استعماری و ضد امنیتی شوند که تنشها و درگیریهای جاری میان طالبان و پاکستان، امکان عملیاتی شدن آنها را تسهیل کرده است.
از سوی دیگر، در شرایطی که تلاشهای میانجیگرانه بازیگرانی مانند ترکیه و قطر با شکست مواجه شده و روابط طالبان و پاکستان همچنان بحرانی و تنشآلود باقی مانده است، انتظار نمیرود که تهران بهتر از دوحه و آنکارا بتواند از بنبست جاری گرهگشایی کند یا راهحل متفاوتی برای پایان دادن به بحران ارائه دهد.
با این همه، ابراز تمایل مکرر ایرانیها به کاهش تنش و استقرار امنیت و ثبات در روابط افغانستان و پاکستان، نشاندهنده نگرانیهای عمیق تهران نسبت به پیامدهای این بحران، از جمله خطر بازگشت امریکا به منطقه است.
محمدرضا امینی – جمهور










