اگر آمریکا از جنگ به این نتیجه رسید که ایران با یک ضربه فرو نمی پاشد، ایران نیز به این جمعبندی رسیده که راهبرد کلی اش کارآمد بوده، اما برای تداوم آن باید ابزارهای جدیدی به آن اضافه کند. در این چارچوب، تغییر احتمالی ایران از جنس اصلاح مسیر نیست، بلکه از جنس تکمیل و بهروزرسانی راهبرد است. برخلاف آمریکا و اسرائیل که بخشی از محاسبات اولیه شان درباره پیامدهای جنگ محقق نشد، به نظر می رسد تهران خود را بیش از آنکه نیازمند تغییر راهبرد بداند، نیازمند تکمیل آن می بیند. ایران احتمالاً به این نتیجه رسیده که بازدارندگی اش اصل درستی داشته، اما در دنیای جدید باید با امنیت اطلاعاتی قوی تر، تاب آوری اقتصادی بیشتر و عملگرایی بالاتر در مدیریت بحران همراه شود.
بنابراین مهم ترین تحول پس از جنگ، تغییر در اهداف ایران نیست و نه اعتراف به یک شکست راهبردی، بلکه حرکت به سمت نسخه ای انعطاف پذیرتر و کم هزینه تر از همان راهبرد پیشین است. به بیان ساده، تهران احتمالاً به این نتیجه رسیده که قدرت فقط در توان ضربه زدن یا تحمل ضربه خوردن نیست، بلکه در توان جذب ضربه و بازسازی سریع نیز نهفته است.
جمهوری اسلامی در حال تقویت نقاطی است که در بحران اخیر آسیب پذیری آن ها آشکار شد. به همین دلیل در سال های آینده شاید شاهد ایرانی باشیم که همچنان بر اصول راهبردی گذشته خود ایستاده است، اما در ابزارها واقع بین تر، در محاسبات کم هزینه تر و در مدیریت بحران منعطف تر عمل می کند. اگر این برداشت درست باشد، مهم ترین تغییر پس از جنگ، ظهور یک ایران جدید نیست، بلکه ظهور نسخه ای سازگارتر و مقاوم تر از همان ایران پیشین خواهد بود. درست مانند درختی که پس از عبور از یک طوفان بزرگ ریشه هایش را عمیق تر می کند، نه اینکه ماهیت خود را تغییر دهد.
البته این به معنای آن نیست که ایران از جنگ بدون هزینه خارج شد. تهران ضربات امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی قابل توجهی را تجربه کرد و دقیقاً همین تجربه است که احتمالاً به بازنگری در ابزارها و روشها منجر شده است. وقتی از کارآمدی راهبرد سخن می گوییم، منظور پیروزی مطلق یا نبود آسیب پذیری نیست. منظور این است که مهمترین اهداف طرف مقابل، یعنی فروپاشی ساختار تصمیمگیری، ایجاد بی ثباتی گسترده یا وادار کردن ایران به عقب نشینی راهبردی محقق نشد. به همین دلیل به نظر می رسد در تهران این جمعبندی شکل گرفته که اصل راهبرد بازدارندگی و مقاومت کارآمد بوده، اما برای تداوم آن باید نقاط ضعف آشکارشده ترمیم شود.
برخی نشانه های عینی نیز از افزایش وزن نگاه های عملگرایانه حکایت دارند.
نخست، حرکت نسبتاً سریع به سمت مدیریت تنش و پذیرش مذاکرات و توافقهای محدود است. آمریکا با محاصره دریایی مشکلات متعددی را برای ایران ایجاد کرد. موضوعی که نشان میدهد جلوگیری از یک فرسایش بلند مدت و پرهزینه در اولویت قرار گرفته است.
دوم، برجسته شدن نقش اقتصاد در محاسبات امنیتی است. تجربه جنگ نشان داد که تاب آوری اقتصادی بخشی از امنیت ملی است و بدون ثبات اقتصادی، حفظ قدرت در بلند مدت دشوار خواهد بود.
سوم، توجه بیشتر به امنیت اطلاعاتی و ترمیم آسیب پذیریهای داخلی است. زیرا جنگ نشان داد که در دنیای جدید، تهدید فقط از آسمان و میدان نبرد نمی آید، بلکه از نفوذ اطلاعاتی، جنگ سایبری و اختلال در زیرساختها نیز سرچشمه می گیرد.
بنابراین اگر از افزایش عملگرایی سخن می گوییم، منظور تغییر در اهداف کلان یا تغییر ایدئولوژیک نیست، بلکه تغییر در شیوه مدیریت قدرت است. یعنی حرکت از منطق مقاومت به هر قیمت به سمت منطق حفظ همان اهداف با هزینه کمتر، انعطاف بیشتر و محاسبه دقیق تر هزینه و فایده. شاید مهم ترین نتیجه جنگ برای ایران همین باشد. اینکه بقا و قدرت در قرن بیست ویکم فقط به توان ضربه زدن وابسته نیست، بلکه به توان بازسازی، ترمیم سریع، بازگذاشتن کانال دیپلماتیک و مدیریت هوشمندانه منابع نیز بستگی دارد.
اکنون برای ایران مهم نیست پس از جنگ چه چیزهایی را از دست داد، مهم این است با چه درکی از آینده وارد مرحله جدید شده است. در این صورت تهران به سمت نسخه ای منعطف تر، کمهزینه تر و عملگراتر از راهبرد گذشته حرکت می کند، آنگاه پیامد این تحول فقط محدود به ایران نخواهد بود، محاسبات آمریکا، اسرائیل و حتی بازیگران منطقه را نیز تغییر خواهد داد. زیرا کشوری که بتواند هم ضربه را تحمل کند، هم خود را بازسازی کند و هم کانالهای دیپلماتیک را باز نگه دارد، به بازیگری تبدیل می شود که مهار آن دشوارتر از گذشته خواهد بود. شاید مهم ترین نتیجه جنگ اخیر نه تولد یک ایران جدید، بلکه تولد درکی جدید از قدرت در ایران باشد. قدرتی که بیش از هر زمان دیگری بر تاب آوری، انعطاف پذیری و توان بازسازی استوار است. تغییر در تعریف قدرت و تغییر در اولویت های ساخت آن. این موضوع می تواند جهت سیاست داخلی و خارجی ایران در سال های آینده را تعیین کند.
تغیراتی زیادی بعد از جنگ در بدنه حکومت ایجاد شده که به مرور خواهید دانست. این دو سوال را باید جواب داد: آیا کودتای پنهان در حال وقوع است؟ ایا قالیباف همان السیسی است ؟